تبليغاتX
مبتلا
شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت ...!!!0

بنام الله

ارديبهشت با همه جلوه هاي رستاخيزش رو به پايان است و من در حسرت روزهايي هستم که دلــم کودک معصومي بود و دائـم  بـهانه صداقت ميگرفت ... روزهايي کـه شيــطان رگ خوابـم را پيدا نکرده بود و رسوب گناه سرچشمه هاي اشک را  در وجودم نبسته بود ...

 خدايا !
ميخواهم برگردم و دوباره شروع کنم ... از مرحله اولين مواجهه با وسوسه شيطان ... 
آه ! چقدر دلم ميخواهد اين بار ضجه شيطان را در بياورم ودر منزلگاه "جمرات" سنگبارانش کنم .

خداي من !
ميخواهم برگردم و دستانم را وقف قنوت هاي تمنا کنم و لبانم را وقف ذکر جميل ...
ميخواهم هر بار که سجاده ام را پهن مي کنم ،عطر بال فرشتگان برخيزد و حيثيت خاک را به بازي گيرد .

رنگ دلتنگی

پروردگارا !
دلم را در کودکي جا گذاشته ام ، راهي و راهنمايي نشانم ده تا دلم را دوباره به دست آورم  و در مقابل آئينه نشانم ...  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:14  توسط مبتلا 

بنام الله

بالي براي پرواز

بالی برای پرواز

خوشا به حال پرستوهاي زيبا که مي توانند پرواز کنند...
خوشا به حال قاصدکهاي سبکبال ...
خوشا به حال آن آزاد مرداني که که توانستند راه پرستوهاي عاشق را پيدا کنند...
اي کاش من هم مي توانستم پرواز کنم ، پرواز به جايي که از سياهي شب خبري نباشد...
پرواز به آن سوي مرزهاي هوايي که فقط شقايقها زندگي مي کنند ...

التماس دعا
یاحق .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:11  توسط مبتلا