تبليغاتX
مبتلا
شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت ...!!!0
بنام الله

خدايا ...!
 مثل هميشه غفلت غافلگيرم کرده و هوس در شتابي گناه آلود ، از ايمان سبقت گرفته است ... آنچنان که حال و هواي دلم را تيره و غليظ کرده ... تو گويي ساعت صبح هرگز ضربه اي ننواخته است ...

 الهي ...!
 هوس بي اعتناء به جايگاه و منزلتم مرا تا پاي ديوار رسوايي کشانده و گوش و چشمم را بر نغمه چلچله ها و نيايش آفتابگردان ها بسته است ...               

 خداي من ...!
 از ميان حصار مه و دل مردگي چشمانم نگران دارالشفاي اميد به درگاهت است ...

  بارالها ...!
 مرا در خانه اميدواري به رحمانيتت جاي ده و ياريم کن تا با روشنايي و نشاط ايمان ، تيرگي گناه را از دل بزدايم ...

التماس دعا
یاحق .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 1:25  توسط مبتلا 

بنام الله

((السلام عليك يا ناظر شجره طوبي و سدره المنتهي))
*السلام عليك يا نورالله الذي لا يطفي*

    من طعم جمعه ها را دوست دارم ... 
آنگاه كه خورشيد آسمان،بستر زمين را به نور خويش گرمي ميدهد و نواي خوش ندبه كوچه هاي دل را پــر مي كند و عطري خوش مشام جان را عطر آگين مـــي نمايد ...

بار ديگر براي تو قلم مي زنم ... به تمناي دست گرمي بخش تو ... كه بر سرم بكشي و من در جوار آرامش ظهورت،درياي متلاطم قلبم را آرام گردانم ...

اي عطر ياس مدينه ... اي صاحب آدينه ...
چه زيبا و لطيف است اينكه لحظه اي دل به نجواي با تو و به اميد لحظه ديدار تو همبازي قلم شود تا آنچه كه از جان بر ميخيزد با آنچه دارد برايت هديه كند ...

و من هر آدينه بر سر راه نسيم ، چشم به راهم تا صبا بار ديگر غباري از قدمگاهت برايم بياورد تا طعم شيرين لحظه وصالت را بر كام جانم بنشاند ...

و دوباره جمعه اي ديگر ...
من و... انتظار و ... مهدي (روحي له الفداء) ... آن تنها يادگار ياس پرپر شده عصمت ... او كه هيبت حيدري (ع) دارد و چهره محمدي (ص) و عطر زهرايي (س) ...
و من مانده ام و يك پرستوي پر شكسته...
من مانده ام و رايحه يك ياس نيلي در كوچه هاي انتظار ...

و آن هنگام است كه آدينه اي ديگر با پايان ميرسد و خورشيد دامن سرخ سپيده دم خود را از چهره روز بر مي دارد و شب مهمان آسمان ميگردد و من مي مانم و نيايش آل يس ....سلام علي آل يس

التماس دعا
یاحق .

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 0:1  توسط مبتلا