تبليغاتX
مبتلا
شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت ...!!!0
بنام الله
بی مقدمه می گویم ...
دلتنگ نیستم ...نه !
ولی می خواهم بگویم ...
از گوشه دل ٬
جنوب که می گویم
دل یکباره آتش می شود ...
ساده و خلاصه و نانوشته ...
همین !

آی شهیدا یه عمره دل من تنگه براتون

التماس دعا
یاحق .

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 23:28  توسط مبتلا  | 

بنام الله
از پای همین آسمانخراش 
که هیچ شباهتی به گلدسته هات نداره
و ازهمین میدان شلوغ
که هیچ شباهتی به صحن و سرات
از همین تهران...
به تو سلام می دهم
شهادت می دهم
که کلام مرا می شنوی
و سلام مرا جواب می دهی
شهادت می دهم
این فاصله برای تو بی معناست !0
التماس دعا
یاحق
.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 20:9  توسط مبتلا  | 

بنام الله
و باز غمی دیگر سینۀ بغض آلود زینب(س) را فشرد و چشمهای زینب(س)را دریایی از اشک نمود ... چهل روز پیش زینب(س) بود و برادر و اکنون زینب(س) است و قبر خاکی برادر...0
وای وای که زینب (س) را دگر طاقت نیست ...ای کاش برادر می بود و زینب(س) اشکبار ، مزار برادر را بوسه باران عشق نمیکرد ...0
چهل روز از آنکه  نباید میشد گذشت ... چهل روز است خشت همنشین عزیز خواهر شده ولی خاکها عجب بوی یاسی گرفته اند گوئی فاطمه(س) چهل روز است با اشک مزار دلبند خویش را شسته است 0
نشان خاکی برادر و کنار علقمه برادری دیگر... شاید بتوان تکه پاره های مشک را پیدا نمود بی گمان آنها هم بوی یاس گرفته 0
چه کسی میداند در این چهل روز فاطمه(س) فاصله بین علقمه تا مقتل را چند بار پیموده ؟
چند بار فاطمه(س) در این فاصله زمین خورده ؟
چند بار فاصله بین دو دست ساقی را پیموده ؟ 
کسی هست جواب پرسش مرا بدهد ...؟؟؟؟
جز زینب(س) کیست که پاسخ مرا بداند ؟
دل هر عاشق به احوال زینب(س) می سوزد و زینب(س) چه شیر زن صبوریست ... چهل روز است اشک امانش را بریده و سوز جگرش توان او را گرفته ...!
عاشورا را باور نکرده بود که اربعین فرا رسیده را باور کند و زینب(س) ام المصائب تاریخ ماند و صبرش تنها صبر به یادگار ماندۀ همیشۀ  عشق ماند ...!!!0
التماس دعا...
یاحق .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 19:56  توسط مبتلا  |